+ قاصدک ( 7 بهمن)

قاصدک ....

عجب زمستانی ... خلقت آشفته نیست ! شیداست

که برف را روی سرو می نشاند و شبنم را روی برگ سبز !

کنج اتاق ِ خالی ام ،

 آنجا که گهگاهی روزگارم را  قلم می زنم

گهگاهی رقم می خورد قاصدکی نشسته

گنجشککی آواز سر می دهد صدایش، هوایش

آهنگ دلوازی به متن ِ حضورم می دهد ....

 تنم یه یومن این چهار دیواری سرد نیست اما

 از پشت این پنجره سرما به نگاهم نفوذ می کند ....

پله های یخ زده ایوان همسایه .... 

باز می گوید که زمستان اوج گرفته  ....

می گشایم...

قاصدک روی دستانم نفسی گرم می گیرد از من

گنشجکک انتظارش را می کشد

دستانم را می بندم ... می سپارمش به رقص با آواز کپگنجشکها

می سپارمش به کرانه های خوشبختی....

7 بهمن 89

نویسنده : مهرنوش ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٧
تگ ها:
    پيام هاي ديگران()   لینک