قاصدک ( 7 بهمن)

قاصدک ....

عجب زمستانی ... خلقت آشفته نیست ! شیداست

که برف را روی سرو می نشاند و شبنم را روی برگ سبز !

کنج اتاق ِ خالی ام ،

 آنجا که گهگاهی روزگارم را  قلم می زنم

گهگاهی رقم می خورد قاصدکی نشسته

گنجشککی آواز سر می دهد صدایش، هوایش

آهنگ دلوازی به متن ِ حضورم می دهد ....

 تنم یه یومن این چهار دیواری سرد نیست اما

 از پشت این پنجره سرما به نگاهم نفوذ می کند ....

پله های یخ زده ایوان همسایه .... 

باز می گوید که زمستان اوج گرفته  ....

می گشایم...

قاصدک روی دستانم نفسی گرم می گیرد از من

گنشجکک انتظارش را می کشد

دستانم را می بندم ... می سپارمش به رقص با آواز کپگنجشکها

می سپارمش به کرانه های خوشبختی....

7 بهمن 89

/ 8 نظر / 9 بازدید
MATBOOX

سلام ممنون مهرنوش جان مثل همیشه عالی نوشتی پاینده باشی

فائزه

زیبا نوشتیییییییییی خیلییییییییییییی 7 بهمن مبارک!

parisa_znu

salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam mehrnooshe azizam belakhare moafaq shodam yesari be veblage ghashanget bezanam,vaqean alie hame matalebesh+khode nevisane golesh,vaqean delam barat tang shode,hamishe moafaqo piruz bashi mehrnoosham**************

سهند

سلام ... عالی بود مثل همیشه خوب مینویسی ... موفق باشی[گل]

الهه

سلام عزیزم قدر اینهمه احساس واستعدادی رو که تو وجودت امانت گذاشته شده بدون. مثل خودت مطالبت هم ناب و تازه است.

احسان

امروز یکم حالم بهتر بود.گفتم یه سری بهت بزنم چون قول داده بودم.موفق و شاد باشی

پویا حسین خانی

می خوانم و فکر می کنم هر انسانی شاعر است با دایره ای از لغات مشترک در وسعت گوناگونی از خاطره ها ... ؛ زلال و صمیمی نویسنده باشید پویا حسین خانی

شادی

سلام مهرنوش جان وب لاگ قشنگی داری به من سر بزنی خوشحال میشم عزیزم[ماچ][گل][قلب]